تودلیجات

تودلی(آنچه در دل است و به آن فکر می کنی)+جات(پسوند جمع)

تودلیجات

تودلی(آنچه در دل است و به آن فکر می کنی)+جات(پسوند جمع)

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۲:۳۴

احمد آقا کیست؟

راستشو بخواید خودمم دقیق نمیشناسمش!ولی خب منو احمد آقا یه وجه شباهت بزرگ داریم ... شباهتمون شماره ی موبایلمونه که فقط یه رقم باهم اختلاف داره،و این باعث آشنایی منو احمد آقا شده،البته بعید میدونم اون منو بشناسه

اولین شبی که شناختمش هوا سرد و گرفته بود،انگار میخواست بارون بباره ،یهو وقتی گوشیم و چک کردم،دیدم 5 تا میسکال ناشناس و یه اس ام ام از همون شماره دارم!اس ام اس و باز کردم:《سلام،کجایی پس؟بیا پایین دو ساعته زیر بارون منتظرتم》

یا حضرت عباس!چرا منتظرمه؟کی منتظرمه؟رفتم بالکن یه نگاه بیرون انداختم دیدم کسی نیست!بارونم که فعلا نباریده:/زهی خیال باطل!کی میتونه منتظر من باشه آخه:| 

گوشی و برداشتم که اس ام اس بدم شما؟

دیدم همون شماره دوباره زنگ زد!

گفتم بله؟صدای شر شر بارون میومد.. مکث کرد گفت احمد آقا هستش؟؟یه صدای سرحال و بدون لهجه و البته مردونه ایی بود.

خلاصه یه نخیر اشتباه گرفتیدی گفتم و قطع کردم.

البته اون بنده خدا هم معذرت خواهی کرد..

طبق مشاهده ها و تجاربی که داشتم این احمد آقا

سیم کارتشو داده به مریم که انگار خانمشه یا نامزدشه !آخه یه بارم یه خانم تهرانی زنگ زد گفت:سلام عزیزم خوب هستین؟گفتم ممنون مرسی،چند ثانیه هردومون سکوت کردیم پرسیدم با کی تماس گرفتین؟گفت:مریم جان مگه خودت نیستی؟گفتم نخیر،اشتباه گرفتید...گفت:مگه شما خانم احمد آقا نیستی؟؟گفتم نه والا،گفت مطمئنی؟؟گفتم بله :| و از اونجایی که شماره ی خانم أحمد آقا رو حفظ بودم درستشو براش خوندم:| تا مطمئن شه،ول نمیکرد،

یه بار دیگه هم یه آقایی زنگ زده بهم که صداش به شدت شبیه عموم بود،منم باهاش گرم برخورد کردم،آخرش فهمیدم با مریم خانم کار داره:/

خلاصه این مریم خانم و احمد آقا دست از سر ما بر نمیدارن،دلم میخواست بهشون زنگ بزنم بگم وقتی میخواید به کسی شماره تماس بدید اون یه رقم آخرشو درست تلفظ  کنید:)البته این ماجراها واسه دو سه سال پیشه،الان دیگه خیلی وقته ازشون خبر ندارم و خیلی وقته کسی منو با اونا اشتباه نگرفته،ولی خب یادشون هنوز تو خاطرمه:))

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۰
تو دلی

نظرات  (۶)

۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۲:۴۱ انگشتر نقره
مطالب جالبی دارین
سلام
منم به چنین مشکلی مبتلا هستم، یه چند وقتیه دیگه مزاحمتی برام نداره شکر خدا....اینجا گفتم:

http://hdana.blog.ir/1396/02/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86-%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85

http://hdana.blog.ir/1396/10/%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%86%DA%AF-%D9%85%D9%86-%D9%87%DB%8C%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-2

پاسخ:
سلام:)
مشکل عجیبیه :/
نتونستم وارد آدرس بشم،یه پست دیگه اورد:/
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۰۰ مریــــ ـــــم
یا تو ۹ اون ۲
یا اون ۹ تو ۲
پاسخ:
از کجا فهمیدی! :)
من به تو افتخار میکنم مریم
۱۰ مهر ۹۷ ، ۱۳:۵۲ مردی بنام شقایق ...
این سری زنگ زد با احمد آقا کار داشت بهش بگید باشه الان صداش میکنم بیاد

یه آهنگ لایت هم بذارید و گوشی رو بذارید یه کناری برا طرف آهنگ بزنه :)
پاسخ:
بعد اولش مثل اون خانم مخابراتیه بگم "لطفا چند لحظه منتظر بمانید ،دینگ دینگ"
ولی دیگه زنگ نمیزنن:))
انگار سیم کارتو واگذار کردن،به خودم نگفتن بخرمش:/

فقط اونجاش که پرسید مطمئنی؟ :)))
پاسخ:
جوری گفت مطمئنی انگار میخواستم از دستش فرار کنم:/دلم واسه مریم سوخت،چیکارش داشت خدا میدونه:)
خونه ی ما هم ی زمانی موبایل فروشی بود!! ولی دیگه زنگ نمیزنن:)
پاسخ:
موبایل فروشی :)))
آره دیگه الان دوره ی اینجور اشتباه کردنا نیست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی