شیشه شیر!
دیروز داشتم با یکی بچه های خوابگاه حرف میزدم(در اصل چت میکردیم)،
میگفت شاید با اتوبوس اومدم واسه تخلیه..گفتم آخه بارت زیاده راهت دوره،سختت میشه
گفت نمیدونم چیکار کنم، نمیتونم با مامان و بابام بیام
تو کمدم یه چیز ناجور دارم:/ گفتم چی ؟گفت شیشه شیرoo_00
(اینم بگم که تک فرزند و یکی یدونست و مامانش همه ی وسایلشو چیده تو کمدش مطمئنا اگه بیاد بازم خودش جمع میکنه همشو)
گفت آبروم در خطره میتونی اگه زود تر رفتی برداریش یه جوری نابودش کنی؟کلید کمدم رو تختمه..
گفتم آخه شیشههه شیررر؟ گفت با یکی از بچه ها جرئت حقیقت بازی میکردیم، گفتن باید تو شیشه شیر، شیر بخوری:|
راستش باور نکردم، نمیدونم چه کاسه ای زیر نیم کاسه ست،
میگفت هر کاری میتونی بکن که نابود شه:/ دفنش کن،بسوزون:/
آخه زباله های خوابگاه هم تفکیک میشن نمیشه انداخت تو سطل آشغال اونجا..خودشم که نیست منم ازوجایی که مغز خیلی محتاطی دارم و تو این چند وقت چیزای ندیده و نشناخته و عجیب و غریب زیاد دیدم کلا گزینه ی انداختنش تو زباله های خوابگاه و خط زدم.
تازه اونی که این دوستم باهاش بازی کرده بود و پیشنهاد شیر خوردن تو شیشه شیر داده بود اصلا آدم نرمالی نیست:|
ذهن فعالم همش سمت مسائل اروتیک میچرخه:///
همش فکر میکنم یه رازی داره که ازش بی خبرم و فکر میکنم نکنه روم به دیوار شیشه شیر ابزار کارای خاک بر سری باشه و هی فکر پیچوندن میزنه به سرم،
از یه طرف میگم بابا شیشه شیره دیگه
مرام و معرفت به خرج بده، ریسک کن
فوقش میذاریش تو یه نایلون مشکی بعد میندازیش تو سطل آشغال خیابون:)
اصن شاید اوردمش خونه نگهش داشتم واسه بچم:دی
عجب گیری افتادیمااا
- ۹۹/۰۳/۲۸
با سلام خدمت شما
میتونید ادرس وبلاگ ما را در بلاگتون (پیوند های روزانه) قرار بدید
وبلاگ ما درباره استفاده هرچه بهتر از وقت ازادمون در دوران قرنطینه فعالیت میکند.
راستی خوشحال میشیم دنبال کننده ما باشید
ممنون .
نام وبلاگ : قرنطینه با حال
ادرس وبلاگ : gharantinebahal.blog.ir