تودلیجات

هیچ چیز ابدی نیست...باور کن

تودلیجات

هیچ چیز ابدی نیست...باور کن

سلام خوش آمدید

۳ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

پتو رو انداختم رو شونه‌هام، نشستم تو اون اتاقمون که همیشه‌ی خدا سرد تر از جاهای دیگست. به جز اینجا هیچ جای دیگه این مباحث و درسارو نمیفهمم. سردم نیستا ولی اینجا هواش سرده، انگار هوای خنک نفس میکشم. دمنوش گرم پونه این خنکی رو خنثی میکنه. این مبحثارو دوس دارم، خوشم میاد ازشون. ولی خب نصف وقتایی که درس میخونم فکرم پیش بعد از فارغ التحصیلی و کاره. که نکنه تلاش‌هام هدر بره؟ نکنه باید رو‌ چیز دیگه ای تمرکز میکردم؟ 

خدایا من توقع زیادی از زندگی ندارم فقط این کار ما رو جور کن که دستمون تو کیف خودمون باشه، بعدشم اگه دلت خواست یارم هم میتونی بیافزایی🙏🏻🙏🏻

 

  • حیات ..

+ آخرین باری که سرما خوردم اوایل تابستون بود، و امسال اولین باری بود که پاییز رو بدون سرماخوردگی سپری کردم ولی خب فسقلی سرما خورده با حرف زدن توی صورتم موفق شد این روند رو خراب کنه. من با چشمای خودم انتقال ویروس ها رو به بدنم دیدم:(

++ یه چیزایی شنیدم در مورد اینکه اینترنت حالا حالاها قرار نیست وصل شه، غصه‌م گرفته واقعا، من نصف زندگیم، فایل‌‌های درسیم ،دوستام، فیلم و آهنگام تو تلگرامه؛ حتی شماره‌ی خیلیا هم سیو ندارم. حس زندانی بودن دارم.

داشتم فکر میکردم به من ترم یکی بودن نیومده، ترم اول کارشناسی که بودم یهو وارد دوره‌ی کرونایی شدیم، اینم از ترم اول ارشد که فعلا با وضعیت نامشخص داریم میریم جلو. سعی میکنم بعد از ارشد زودتر دکتری بخونم هممون باهم راحت شیم🙏🏻

+++ در نهایت از فکرهای زیاد پناه میبرم به پذیرش، پذیرش غم‌ها، رنج‌ها، تفاوت‌ها، پذیرش ناکامی‌های خودم، پذیرش اینکه یه سری اتفاقات دست من نبوده و نیست. و یاد گرفتن اینکه در لحظه بودن و آگاهانه فکرکردن و زیستن بزرگ ترین لطفی هست که میتونم این‌ روزا در حق خودم بکنم.

  • حیات ..

۱. کارای قبل از خوابمو کردم، اومدم بخوابم ولی فقط یک ساعت کلنجار رفتم و خمیازه کشیدم. انگار خواب قبل از ساعت ۲ برام ممنوعیت داره، حتی در نبود اینترنت.

۲. نمیدونم از روشن شدن ستاره‌هاتون خوشحال باشم یا ناراحت، ولی فکر کردن به علت اصلیش عمیقا غمگیم میکنه، تو این اوضاع فقط به تعویق افتادن امتحانات تونست خوشحالم کنه چون واقعا هیچی نمیرفت تو کله‌م.

۳. کاش هیچوقت دوستم پشت تلفن بهم نمیگفت که نی نی سایت باز میشه، با خوندن بعضی از تاپیکا چشمام چهار تا میشد. با این حال بازم صفحه به صفحه میخوندم تا وقتی که مغزم وا بده.

 

  • حیات ..

بده باد ببره غصه هاتو ^_^